آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
348
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
بدست ايرانيان افتاد ، در موقع ورود لشگريان ايرانى معدودى كشته شدند . تمام سكنه و بازماندگان ساخلو رومى آنجا بامر شاهپور اسير گشته بنواحى دور دست مملكت فرستاده شدند « 1 » . چنان كه ديديم اين روش معمول پادشاهان ساسانى بود ، كه ميخواستند از مهارت روميان در فنون و صنايع استفاده كنند . شاهپور فوق العاده هوشيار و دقيق بود « 2 » و باقتضاى مقام گاهى با تواضع و زمانى با غرور رفتار ميكرد ، چنان كه با حيله و دلجويى ارشك پادشاه ارمنستان را بضيافتى دعوت كرد و او را گرفته بحبس انداخت . بعد وقتى كه دو تن از پناهندگان رومى موسوم به كولاسس « 3 » و ارتبان ، كه شاهپور حكومت ارمنستان را به آنها واگذار كرده بود ، بروميان گرويدند و به يارى آنان طورى اسباب فراهم كردند ، كه پپ « 4 » پسر ارشك تاج ارمنستان را صاحب شد ، شاهپور كه در آنموقع اعمال زور را صلاح نميدانست پپ را باميد ميثاق مودت مغرور كرد و با لحنى دوستانه او را ملامت نمود ، كه عظمت مقام خود را در نظر نگرفته ، خود را غلام كولاسس و ارتبان نموده است ، بقسميكه از پادشاهى چيزى جز ظاهر براى او باقى نمانده است و بدين طريق آن پادشاه بىاراده را وادار بقتل دو مشاور خود نمود « 5 » . شاهپور در زمرهء بانيان بزرگ شهرها اسمى از خود بيادگار گذاشته است . پس از آنكه شهربانى شوش را خراب كرد و به علت طغيان مردم آن را بقتل رسانيد « 6 » ، مجددا آن را باسم ايران خوره شاهپور بنا نمود . اين شهر را غالبا با شهر ديگرى در همان ناحيه موسوم به ايران آسان كرد كواذ ، كه سريانيان آن را « كرخاى ليدانى » مىخواندهاند ، اشتباه كردهاند . امروز در آنجا خرابه قصرى موسوم به ايوان كرخ
--> ( 1 ) - ايضا كتاب 20 ، بند 6 ، فقره 7 . ( 2 ) - ايضا كتاب 27 ، بند 12 ، فقره 14 . ( 3 ) - Gylaces ( 4 ) - آميانوس Para نوشته ، ولى صحيح آن papa است . ( 5 ) - آميانوس ، كتاب 27 ، بند 12 ، فقره 12 . ( 6 ) - لابور ، ص 70 .